می خواهم پیامبر شوم
می خواهم پیامبر شوم
می خواهم پیشوای قبایل وحشی پاکی باشم
من آن جنگجوی حقیقتم
مرا نکشید
بگذارید کمی دیگر پیامبر خود باشم
پیشوایم روح ام را نکشید
من از جنگ های سخت آمدم
هیچ کدام را هم پیروز نشدم مرا نکشید
بگذارید کمی دیگر فرمانروای خود باشم
من از پس باورهای جهنم و بهشت می آیم
بگذارید کمی دیگر در باورهایم استوار بمانم
مرا کمی بیشتر زنده نگاه دارید
من شنا کنان از روی مرداب های شما آمدم
نباید می آمدم
مرا غرق نکنید
من کلوخ نشین حقیقت را
به حال خود رها کنید
نه
مرا بکشید.

يك پاسخ برايش بگذاريد