دكترها و مهندسين بي سواد
در جامعه ما جامعه مدني جمهوري اسلامي بنيادي و يا بهتر بگويم وزارتي و جود دارد كه وظيفه اش مسموم كردن وسست كردن قشر جوان و نسل هاي آينده است. نام اين وزارت منتعفن كه از بزرگ ترين خيانت كنندگان به ميهن و مردم است چيزي جزء وزارت آموزش و پرورش و آموزش عالي كشور نيست. عوام مردم چنين عقيده اي ندارند و حتي به مغر كوچك شان روسوخ نكرده كه چرا اين ملكت درست نمي شود چون آنها با فرستادن به زور بچه هايشان به محيطي كه به نام آموزش است كه عملا فكر نسل آينده را مسموم مي كنند و دوباره همه چيز را بيست سال به عقب مي راند و دل خوش اند كه فرزندشان سواد مي آموزد ولي اين چنين نيست و كاش حداقل اين طور مي بود. مدرسه اي يا دانشگاهي كه هم اكنون فقط اسم اين مكان مقدس را به يدك مي كشند قدرت فكر كردن را در طول مدت تحصيل از دانش آموزان مي گيرد و موريت خود را به خوبي به پايان مي رساند. درست است كه اين ملكت فرهيخته و دانشمند زياد دارد ولي هيچ كدام روش زندگي كردن و با گله به هر كجا نه رفتن را بلد نيستن. سواد رياضي و فيزيك و شيمي داشتن كه پايه علم است دليل بر اين نيست كه سواد تخريب را هم داشته باشند. تخريب چيزي كه بيست و هشت سال بر گرده يتان سوار بوده و هست و شما با همان سوادتان جزء بهترين چهار پاهاي آنان بوده ايد. معيار را پول نسنجيد هر چقدر حقوق مي گيرد پول خيانتان است كه فكر نكرده و هميشه با قصد خدمت با چشمان كور داشتيد. روشن فكر ها را كه خانه نشين كردن و تمام حرف هاي با ارزش را از كتاب ها سانسور و عده اي سست بنياد و سست عنصر و بي هدف تقديم به جامعه كردن كه جرات هچگونه مخالفتي را ندارد. اي تو به اصطلاح با سواد حتي جرات نداري كه با خود رو راست باشي و هرچه به خوردت بدهند مي خوري باور نداري به گذشته نگاه كن گذشته عمر خودت. يك معجون ديگر درست كن و كاسه آن ها را بشكن. كمي در راه ساخت افكار سختي بكش نه در راه مطلعات طولاني براي گذر از كنكور. در دانشگاهي فقط حذب بسيج فعاليت مي كنند بايد ديوار هايش تخريب شود. مدرسه اي كه هر صبح گاهش تخريب روح و روان است و يك مشت خوزولات تزريق مي كند به روح جوان دبيرستاني بايد تابلوش را پائين آورد. ملكتي كه در آن اقكار را تقديش مي كنند بايد انقلاب كرد دگر راه برگشتي وجود ندارد. دگر اجازه ندهيم نسل هاي ديگر هم مسمم اين كومنيست اسلامي شود و بنياد هر چه داشتيم را كاملا از ريشه در آورد. از خواب خرگوشي بيدار شويد و بگويد ما دكتر و مهندس حمال نيستيم بلديم فكر كنيم ما دگر تن به اين ذلت نمي دهيم ما مي خواهيم انسان باشيم و از اين لقب كه عمري باعث تخريب روح و روانمان شده جدا شويم و دوباره در مدرسه فرهنگ اصيل ايراني تحصيل كنيم ديگر ما گوسفند نيستيم و شما را مي بينيم كه از ما نيستيد و فقط براي تخريب ما و گذشته ما آمده ايد اي بوزيگان كثيف كه براي جاه و مقام در كثافت خود مي غلتيد ما هوشيار شده ايم و دگر اين معجون آشغال شما نمي خوريم و دگر برايتان فعلگي نخواهيم كرد ما همه با هم يا به تنهايي شورش مي كنيم كه اگر در نبرد عليه شما گشته شويم بهتر است كه پس از هفتاد سال بردگي شما در نقش گارگر شما با القاب دروغين در رختخواب بميريم. بنياد شما كه از اول نكبت بوده است را از ريشه خواهيم كند و چهره اي مرده شما را در تابلوي براي هميشه نگهداري مي كنيم .كه نسل ها بدانند غفلت از تفكر و خرافه پرستي و كسب سواد خالي كه باعث توهين به خود مي شود چه به ارمغان دارد.

يك پاسخ برايش بگذاريد